بعضا شاهد بوده ایم که وزیری، پس از آنکه کِشتی وزارتخانه را به گِل نشانده، برای فرار از پاسخگویی و استیضاح مجلس و … به راحتی استعفاء کرده است و عجیب تر اینکه نه تنها از مردم عذرخواهی نکرده بلکه به کارنامه فضاحت بار خود افتخار هم کرده است!
رضا صفری: این روزها شاهد اقدامات مقتدرانه قوه قضائیه در برخورد با مفاسد هستیم. هر چند خبرهایی که این روزها از دادگاه ها بیرون می آید، کمی ممکن است با روح و روان مردم بازی کند، اما در هر صورت چاره ای نیست جز اینکه با فساد در هر سطحی که است، برخورد شود و اتفاقاً این خواسته قلبی همه مردم است. اساساً در سایه ضعف مدیریتی دولت، چشم و دل مردم به همین اقدامات قوه قضائیه بند شده است تا با از میان برداشتن لانه های فساد، شاهد رشد و تعالی کشور باشیم. از طرفی هم، مدت ها بود که نظام به یک حجامت اساسی نیاز داشت تا خون های کثیفی که  سال ها در رگ های جمهوری اسلامی جاخوش کرده بودند را بیرون بکشد، و این رویه نیز همین طور باید ادامه یابد.

با در نظر داشتن اتفاقات مثبتی که در حال رخ دادن است، به چند نکته دیگر نیز باید توجه داشت:

یکم. در گذشته شاهد بوده ایم که بعضی از نمایندگان مجلس، دارای پرونده های قضایی بودند و اتفاقاً محکوم هم شدند اما اجرای حکم آنها، به بعد از اتمام دوران نمایندگی موکول شد. و یا مثلاً سال گذشته بود که عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان در همان مرحله اول تأیید صلاحیت های انتخابات مجلس یازدهم گفت: « از حدود ۲۴۷ نفر نماینده فعلی مجلس {مجلس دهم}، صلاحیت ۹۰ نفر عمدتاً به خاطر مسائل مالی تایید نشده است»، و به همین دلیل عده ی زیادی از نمایندگان نتوانستند در مجلس جدید حضور داشته باشند.

حال سؤال اینجاست که چرا نماینده ای که ارتکاب جرم او مسلم است و یا به مردم خیانت کرده است، باز هم می تواند در جایگاه وکالت از طرف مردم و تصمیم گیری برای امورات مهم و حیاتی کشور حضور داشته باشد؟ آیا بهتر نیست به مجرد اثبات جرم و یا فساد، از لباس نمایندگی خلع شده و دوران محکومیت خود را پشت سر بگذارد؟

دوم. بعضی از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری و نمایندگی مجلس، ممکن است که در دوران انتخابات برای جلب نظر مردم، وعده های به اصطلاح سر خرمن دهند و رأی مردم را به سوی خود جلب کنند، اما وقتی صاحب کرسی ریاست جمهوری و یا نمایندگی مجلس شوند، به خلاف آن وعده ها عمل کنند و یا حتی از اساس، منکر آن وعده ها شوند.

شایسته است که قوه قضائیه به نیابت از مردم و به عنوان مدعی العموم، در این زمینه ها ورود پیدا کند و نسبت به خسارت هایی که احیانا متوجه مردم می شود، حساسیت نشان دهد. قطعاً در اینصورت هر کاندیدایی جرأت نخواهد کرد که با افکار عمومی و امور کشور بازی کند.

سوم. مورد دیگر در مورد مسئولین اجرایی کشور است. مثلا بعضی از وزرا توانایی اداره یک وزارتخانه را ندارند و یا اینکه خلاف قوانین بالادستی قدم بر می دارند و یا حتی ممکن است به فساد و جرم در زیر مجموعه خود دامن بزنند. سؤال اینجاست که چرا نباید در همان موقع که در جایگاه وزارت هستند، با آنها برخورد شود؟ اتفاقا بعضا شاهد بوده ایم که وزیری، پس از آنکه کِشتی وزارتخانه را به گِل نشانده، برای فرار از پاسخگویی و استیضاح مجلس و … به راحتی استعفاء کرده است و عجیب تر اینکه نه تنها از مردم عذرخواهی نکرده بلکه به کارنامه فضاحت بار خود افتخار هم کرده است! از آن بدتر، حتی از نظام، طلبکار هم شده است!

اگر یک وزیر و یا مسئول بداند که برای تک تک کارهای خود باید به مردم و نهادهای نظارتی مانند مجلس و قوه قضائیه جوابگو باشد و حتی ممکن است در زمان مسئولیت خود دادگاهی شده و  مجرم شناخته شود، به همین راحتی قبول نمی کند که مسئولیت بگیرد. در اینصورت صف طولانی برای قبول مسئولیت هم تشکیل نخواهد شد!

چهارم. بعضی از تصمیم گیری ها مخصوصاً در سطح کلان و ملی خسارت های سنگینی به مردم و کشور وارد می کند. این ضررها و خسارت ها ممکن است در دوران مسئولیت یک وزیر یا مدیر خود را نشان ندهد و به مرور زمان رخ دهد. در اینگونه موارد باید سراغ مدیران قبلی را  نیز گرفت. مدیران باید بدانند که حتی بعد از اتمام دوران مدیریتی خود نیز در امان نیستند و چه بسا به دلیل تصمیمات غلط  خود به عنوان مجرم و مفسد شناخته می شوند.

اگر به این موارد توجه کنیم، حداقل عده ای از مدیران فاسد و ناکارآمد، اساسا قبل از آنکه وارد گود شوند، از دور خارج می شوند. در اینصورت هم مردم ضرر نمی کنند و هم بار کمتری بر دوش قوه قضائیه گذاشته می شود.

تاریخ انتشار : ۲۵ خرداد ماه ۱۳۹۹ ساعت ۲۳:۰۸
شناسه مطلب : 16798
برچسب ها
ارسال دیدگاه
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
کد امنیتی