سرخپوست روایت رئیس زندانی است که در یک لحظه تمام شادی اش به غم تبدیل میشود. وقتی که تنها چند لحظه پس از حکم ِ ترفیع رتبه اش خبر ِ فرار ِ یک زندانی ِ اعدامی را به او میدهند و حالا او هست در میانه ی راه؛ از یکسو اعتبارش و از سویی دیگر عدالتش، از سویی حکم ریاست شهربانی و آرزوی دیرینش و از سویی دیگر جان ِ یک بیگناه که در برابر کدخدا ایستاده و حالا به حکم اعتراض چند قدمی تا اعدام فاصله دارد، از سویی غرور و اقتدارش و از سویی دیگر عشق افتاده در جانش.

نیما جاویدی فیلمش را در زندانی قدیمی در دهه ی ۴۰ روایت میکند، داستانی نمادین که از بی عدالتی میگوید و تقلای طبقه ی پایین برای رهایی از چنگالِ ظلمِ طبقه ی بالا را به تصویر میکشد. فیلم مخاطب را در فضای نه سفید و نه سیاه وارد میکند، تا در سکانس هایی ضدقهرمانش را همراهی کند و سر ِ بزنگاه ها مقابلش قرار گیرد.

صدای دلنشین ویگن، بازی ِ رئال بازیگرانی چون نوید محمدزاده و پریناز ایزدیار که از تیپ درآمدند، حرکات استادانه ی دوربین، داستان نو و متفاوت با سینمای ایرانی، مسأله محور بودن فیلم و البته مهر تاریخی که بر آن خورده بر زیبایی اش افزوده است.

کارگردان ِ جوان با درام اجتماعی اش از ابتدای ماجرا بیننده را با خود می‌کشاند و در انتها لبخندی از سر ِ رضایت بر لبانش می‌نشاند، همانجا که در دوقطبی ِ هوش و مهربانی هر ۲ برنده میشوند و البته همانجایی که طبقه ی متوسط و طبقه ضعیف همگرایی خود را در برابر ظلم ِ طبقه ی حاکم نشان میدهند. گویی فیلم به ما میگوید که با عدالت دنیا جای بهتری برای زندگی میشود، همانگاه که سفیدی بر سرخی غالب شود…!/حسین علیپور

تاریخ انتشار : ۱۵ تیر ماه ۱۳۹۸ ساعت ۲۳:۴۷
شناسه مطلب : 5880
برچسب ها
ارسال دیدگاه
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
کد امنیتی