واقعا اگر کمی تاریخ بخوانیم متوجه می‌شویم، خائن به کشور می‌تواند در هر لباسی باشد. از روحانی و نظامی گرفته تا دولتی و مجلسی.

آیا کشمیری را فراموش کرده‌ایم؟ کسی که بسیاری حاضر بودند برای نماز به او اقتدا کنند. کسی که صدای «وَلَا الضَّالِّینَ»‌اش، گوش فلک را کر می‌کرد. او چه کرد؟ حاصل اعتماد شهید رجایی به او چه شد؟ انفجار دفتر نخست وزیر و شهادت رییس و نخست وزیر وقت یعنی محمد علی رجایی و محمد جواد باهنر.

برخی به گونه‌ای با مسئله «نفوذ» و «نفوذی» برخورد می‌کنند که انگار اولین بار است که در تاریخ جمهوری اسلامی شاهد این مسائل  هستیم. به جای این فضاسازی ها در گام دوم انقلاب و پشت سر گذاشتن سختی های فراوان و بدست آوردن تجربیاتی که گاها هزینه سنگینی برای نظام داشته اند باید جلوی نفوذی های این چنینی را بگیریم.

وقتی مثلا برای استخدام یک فرد، به جای رسیدگی به ویژگی‌های تخصصی و فنی او بیشتر به دنبال مسائل فرعی هستیم و می‌خواهیم بدانیم او در ماه چند نماز جمعه می‌رود باید هم آغوش خود را برای نفوذ و نفوذی‌ها باز کنیم.

در جامعه‌ای که ریا، تبدیل به ارزش می‌شود، باید انتظار هر خیانتی را کشید.

بله، خائن به ایران هم می‌تواند ریش تراشیده باشد، هم می‌تواند جای مُهر به پیشانی داشته باشد. محدود کردن نفوذ به یک شکل خاص، خود خیانت به کشور است.

همین متهمان بانکی را ببیند. بسیاری از آنها چهرۀ ظاهر الصلاحی دارند اما به خوردن پول مردم متهم هستند.

حالا رفتار جریان‌های سیاسی، به مثابه همان واکنش کودکی ما به حرف‌های زشت است. یک سریال باعث شده است تا سیاسیون در ایران دست به تسویه حساب‌های سیاسی بزنند، یه جای کمی تامل و تفکر که چرا این نفوذی ها در بدنه انقلاب رخنه کرده اند فقط زمان به تخریب و انتقادات غیر سازنده به نفع دشمن سپری میشود از صحبت های حسام الدین آشنا تا تکذیب های وزارت اور خارجه و تهدید بازیگران این فیلم….

تاریخ انتشار : ۱۹ تیر ماه ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۳۹
شناسه مطلب : 6092
ارسال دیدگاه
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
کد امنیتی