اولین جلسه محاکمه نجفی به جرم قتل همسر دوم
نماینده دادستان به دست نوشته‌های کشف شده از شهردار اسبق تهران بعد از قتل همسرش اشاره کرد و گفت: نجفی معتقد بود که میترا استاد مهدور الدم است. بر اساس ماده 354 آیین دادرسی تذکر می‌دهم که نظم دادگاه را رعایت کنند والا اختلالگران را از دادگاه اخراج کرده و حتی 3 تا 5 روز بازداشت خواهند شد. در مورد این پرونده که قتل خانوادگی است و ممکن است در جامعه اتفاق بیفتد،‌ برای اینکه در این دادرسی نقش اصول بیطرفی، استقلال قضایی و حریم شهروندی را رعایت کنیم به نماینده دادستان، وکلا، اولیای دم، متهم آقای نجفی، تذکر داده‌ام که اخلاق را رعایت کنند و مطالبی برخلاف اخلاق و نزاکت در دادگاه ارائه نکنند.

نماینده دادستان گفت: از زهرا نجفی تحقیق به عمل آمد که در تحقیقات گفته است آقای آقازاده راننده پدرم به منزل ما آمد دو کیف دستی به من دادند من به همراه همسرم و آ‌قای آقازاده به منزل بابا آمدیم، چند باز زنگ زدیم خودمان در را باز کردیم بابا و خانم استاد را صدا کردیم، همان موقع پسر میترا استاد رسید، به سمت سرویس بهداشتی رفتیم و من دیدم که میترا استاد در وان حمام است و جسم او سرد می‌باشد.

 

شرحیات پرونده:

میترا استاد قبل از مسلمان شدن با یک کارگردان زندگی عاشقانه و جنسی داشته است

نماینده دادستان گفت: از زهرا نجفی تحقیق به عمل آمد که در تحقیقات گفته است آقای آقازاده راننده پدرم به منزل ما آمد دو کیف دستی به من دادند من به همراه همسرم و آ‌قای آقازاده به منزل بابا آمدیم، چند باز زنگ زدیم خودمان در را باز کردیم بابا و خانم استاد را صدا کردیم، همان موقع پسر میترا استاد رسید، به سمت سرویس بهداشتی رفتیم و من دیدم که میترا استاد در وان حمام است و جسم او سرد می‌باشد.

شهریاری در ادامه قرائت کیفرخواست افزود: با توجه به خروج دو عدد کیف از صحنه به منزل دختر متهم زهرا نجفی رفتیم. کیف‌ها به همراه سه برگ کشف شد در داخل کیف شش عدد گوشی که در فویل پیچیده شده بود و متعلق به متهم نجفی، مقتوله و فرزند مقتوله است کشف گردید.

وی ادامه داد: در بررسی نامه‌ای کشف شد که متهم نجفی در آن می‌گوید «او در اردیبهشت ۹۶ با عده‌ای به دیدن من آمدند و گفتند که کاندیدای شورای شهر هستند و من او را به دوستانم معرفی کردم، البته آن زمان او محجبه بود. بعد از آن ملاقات خصوصی داشتیم و مطالبی را درباره زندگی خود به من گفت که مسلمان و مطلقه است؛ اما او قبل از مسلمان شدن با یک کارگردان زندگی عاشقانه و جنسی داشته است، بعد از آن به عقد موقت کسی در وزارت خارجه در می‌آید، بعد از آن هم به عقد موقت شخص دیگری در آموزش و پرورش درآمده است و همه این موارد را همسر او اطلاع داشت که بعد از آن در تیرماه به عقد موقت من درآمد که اشتباه کردم.

در ادامه علیرضا ببری داماد نجفی با حضور در جایگاه گفت: حدود ساعت ۱۰ و نیم یا ۱۱بود که همسرم به زنگ زد و من سریع خود را به خانه رساندم دیدم آقای آقازاده و خانمم بسیار پریشانند. همسرم گفت دکتر نامه‌ای داده و نوشته انالله و انا الیه راجعون. نامه طولانی بود همه آن را نخواندم اما پاراگراف آخر که عدرخواهی و حلالیت کرده بود را دیدم‌. با دو ماشین به خانه دکتر رفتیم. حدود ۱۱ و ربع رسیدیم. اول در زدیم و من فکر می‌کردم برعکس شده باشد دکتر حالش خوب نباشد و خانم استاد در خانه باشد اما در باز نشد که آقای آقازاده کلید داشت. من و زهرا در چارچوب در ایستادیم و صدا می‌کردیم که در همین حین مهیار (پسر استاد) آمد و جزوه‌ای در دستش بود و چون تا حالا او را ندیده بودیم، فکر کردیم از اهالی ساختمان است اما وقتی شروع به صدا زدن کرد و آقازاده او را به ما معرفی و ما را به او معرفی کرد، شناختیم.

وی افزود: در حمام بازشد و دیدم خون کف حمام ریخته است و مهیار داد می‌زد مامانم را کشته و می‌خواست تو برود. کف حمام را دید اما نگذاشتم به داخل بیاید و آقازاده او را به بیرون اتاق برد. من و زهرا وارد حمام شدیم و زهرا گفت بدنش سرد است اما فکر کردم خودکشی کرده است. سوراخ روی سینه خیلی کوچک بود و به اورژانس زنگ زدم و شرح دادم و گفت او را صاف بخوابانید اما خانم استاد به وان چسبیده بود و نمی‌شد او را تکان داد. به همین دلیل صاف صاف نشد. ماساژ دادن را تلفنی انجام می‌دادم که دیدم از سوراخ خون می‌آید و به اورژانس گفتم گفت حوله یا دستمالی را رویش فشار دهید. همین موقع زهرا گفت ول کن. تیر خورده و چند دقیقه بعد اورژانس و پلیس رسید.

کل خانه بهم ریخته بود

قاضی از او پرسید چه کسی با اورژانس تماس گرفت که پاسخ داد بنده.

قاضی مجددا پرسید آیا نامه را خوانده‌اید که علیرضا ببری گفت: نامه را در سه برگ و ۶ صفحه دیدم اما کل نامه را نخواندم.

قاضی پرسید چطور به خانه دکتر رفتید که او گفت ما خانه دکتر را بلد نبودیم و به همراه آقازاده به آنجا رفتیم و فکر کنم که آقازاده به پلیس زنگ زد و من نزدم‌.

ببری افزود: کف حمام خیلی خون بود اما در وان رد خون افتاده بود.

قاضی از او پرسید آیا داخل اتاق بهم ریخته بود که او گفت: کل خانه بهم ریخته بود و لباس خونی ندیدم. بیرون حمام کمی خون بود.

می‌دانستیم میترا استاد با ما اختلاف دارد

قاضی در مورد اختلاف خانوادگی آنها پرسید که او پاسخ داد از اختلاف خانم استاد با خودمان بیشتر خبر داشتم و ارتباط ما قطع شده بود و فقط زهرا زنگ می‌زد و حال دکتر را می‌پرسید اما می‌دانستیم که با ما اختلاف دارد.

میترا استاد به من زنگ زد و گفت «تا تو باشی در مورد زن مردم پرس و جو نکنی»

قاضی کشکولی در مورد این اختلاف پرسید که ببری گفت: من زمانی که اولین بار خانم استاد را دیدم در نمایش فیلمی در باع کتاب بود و کنار دکتر با یک مانتوی سرخابی و رنگ جیغ نشسته بود که به مراسم نمی‌خورد. به فاصله یک هفته بعد در مراسمی در برج میلاد او را به همراه برادرش دیدم اما کاملا محجبه. این اختلاف پوشش و اینکه جلو می‌نشست برایم سوال شد اما به پاسخی نرسیدم تا اینکه خانم استاد به من زنگ زد و در محل کارم بودم و صحبت خوبی نداشتیم و حتی به من گفت تا تو باشی در مورد زن مردم پرس و جو نکنی. فکر می‌کنم دلیل مشکلش با من این بود و قبلا او را اصلا ندیدم.

 

می‌دانستم که دکتر اسلحه دارد اما از نزدیک ندیده بودم

قاضی از او پرسید در صحنه جرم رنگ حوله چه بود و آیا بالشتی دیده‌اید که گفت: یک حوله سفید رنگ رویش بود و اصلا بالشتی ندیدم. خانمم گفت گلوله خورده و بیرون وان دو پوکه مسی دیدم و در این مدت با نجفی تماسی نداشتم اما ترسیده بودیم چون یکبار سابقه خودکشی داشت. ما در منزل مادر همسرم بودیم که دکتر زنگ زد و گفت حالم خوب است و می‌روم خود را معرفی کنم نگران نباشید همه چیز درست می‌شود. حدود ساعت ۸ و نیم شده بود که به آگاهی رسیدیم.

قاضی از او پرسید چه کسی تلفن را در منزل جواب داد که او گفت: زهرا و وقتی فهمید دکتر است گوشی را روی بلندگو زد و صدایش را همه شنیدند.

قاضی به عنوان آخرین سوال از او پرسید آیا تاکنون متوجه وجود اسلحه شده بودید که ببری گفت: می‌دانستم که دکتر اسلحه دارد اما از نزدیک ندیده بودم و زهرا از همان ابتدای ازدواجمان در سال ۹۵ به من گفته بود‌.

رئیس دادگاه دقایقی پیش ختم، اولین جلسه رسیدگی به پرونده قتل میترا استاد را اعلام کرد و گفت: جلسه بعد روز چهارشنبه ۲۶ تیرماه در همین مکان و به صورت علنی برگزار می شود.

شهریاری افزود: در این یادداشتی که از سوی متهم به دست آوردیم قید شده که برخی نهادها وارد قضیه شدند و در نتیجه علی‌رغم میل من، میترا استاد به عقد دائمی با مهریه هنگفت در آمد که در اینجا قاضی به نماینده دادستان گفت اعلام برخی مطلب در دادگاه غیرعلنی باید باشد و شهریاری در پاسخ اعلام کرد که این مطلب در کیفرخواست آمده است.

شهریاری افزود: در این یادداشت آمده مشکلات عمیق‌تر می‌شد و توهین و تهمت بارها به من می‌زد و تهدیدات به ارتباطات و فاش کردن مسائل بود و امروز کارش را یکسره کردم. امیدوارم خدا مرا ببخشد و از همه دوستان و آشنایان پوزش می‌طلبم و تقاضای عفو دارم. از باران عزیزم که شش ماه است به دلیل این خانم از دیدنش محروم شدم پوزش دارم و از این دست‌نوشته‌ها احساس شد که دست به خودکشی زده و در نتیجه به منزل ولنجک دخترش و ویلای لواسان رفتیم و بررسی‌ها را آغاز کردیم اما آنجا نبود و از همه دوستان او پرس‌وجو کردیم اما خبری نداشتند که در ساعت ۱۹ همان روز نجفی خود را به پلیس آگاهی در خیابان وحدت اسلامی معرفی کرد.

نماینده دادستان افزود: در صفحه ۲۵ پرونده آمده که خشاب از قبل پر بود ولی مسلح نبود. او (نجفی) گفته به سمت حمام رفته و اسلحه را مسلح کردم البته اشتباه کرده‌ام و مرتکب قتل شدم و در مدت ۸ ماه عقد موقت و یک سال عقد دایم تماماً درگیری و جدل داشتیم و مدام به خانواده‌ام توهین می‌کرد. مجموعه این اختلافات وجود داشت حتی به درگیری فیزیکی  و چند بار منجر به ضرب و جرح شد و حتی میترا استاد چاقوکشی کرد و به او پیشنهاد طلاق دادم اما او گفت که می‌خواهم از تو و دخترت انتقام بگیرم.

شهریاری در تشریح روز حادثه از قول نجفی گفت: فرزندش محیا به مدرسه رفت و مقتوله شروع به فحاشی کرد و لباسش را در آورد و وارد حمام شد. اسلحه سازمانی که مسلح بود و یک بالشت را برداشتم تا سلاح دیده نشود و مقتوله جلوی وان بود و اسلحه را نشان دادم ترسید. یک دست را روی شانه‌ام گذاشت و گفت علی غلط کردم. یک تیر نشانه رفت و چند تیر زده شد و تیر آخر به قلبش خورد و در وان افتاد. آنجا بود که با خودم کلنجار می‌رفتم که خودکشی کنم یا نه. دو یادداشت نوشتم و به اتوبوس‌رانی بیهقی رفتم و روانه قم شدم و حتی آنجا یکی مرا شناخت.

شهریاری تصریح کرد: با کسب چنین دستنوشته‌ای چنین احتمال می‌رفت که آقای نجفی قاتل باشد آثار پاشیدن خون تا درِ حمام و داخل وان قابل رویت بود همچنین آثار شلیک چند گلوله به در و دیوار و ورود و خروج گلوله بر روی یک بالشت مشاهده می‌شد.

نماینده دادستان تهران ادامه داد:‌ دوربین‌های مداربسته نشان می‌داد ساعت ۱۱:۴۳ روز قتل آقای نجفی کیف کوچکی در دست دارد و در حال خروج از ساختمان است، قبل از خروج وی راننده وی آقای فرهاد آقازاده به در واحد منزل آقای نجفی مراجعه و دو عدد کیف را خارج کرد.

سرپرست دادسرای امور جنایی تهران به تحقیقات به عمل آمده از راننده آقای نجفی اشاره کرد و گفت: فرهاد (راننده آقای نجفی) در اظهارات خود می‌گوید «ساعت ۹:۲۶ همان روز (روز وقوع قتل) نجفی تماس گرفت و گفت به آدرس بروم که من ابتدا به پارکینگ ساختمان مذکور رفتم و پس از ۳ بار تماس با آقای نجفی، جوابی نگرفتم، سپس به مقابل واحد رفتم، زنگ زدم که دکتر در را باز کرد و با دادن دو کیف به من، گفت «کیف‌ها را نزد دخترش زهرا ببرم و از من خواست پایین ساختمان بایستم تا با من تماس بگیرد، ساعت ۱۰:۱۴ آقای نجفی تماس گرفت و گفت کیف قهوه‌ای را بیاور، کیف را به او دادم و مجدا به من بازگرداند که من کیف‌ها را نزد دختر آقای نجفی بردم، نامه‌ای داخل آنها بود، سپس همراه با دختر آقای نجفی به منزل آنها بازگشتیم که پسر میترا به هویت مهیار ۱۶ ساله از پشت سر همراه ما وارد خانه شد، در اتاق‌ها را باز کردیم که در نهایت با جسد میترا مواجه شدیم، مهیار گفت بابا مادرم را کشته که ساعت ۱۲:۲۸ با ۱۱۰ تماس گرفتیم»

تاریخ انتشار : ۲۲ تیر ماه ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۳۲
شناسه مطلب : 6278
برچسب ها
ارسال دیدگاه
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
کد امنیتی